صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
155
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
در رسالهء قشيريه آمده است ، حقيقت تقوا عبارت است از : « با اطاعت از خداوند از عذاب او دورى نمودن . » و اصل آن عبارت است از : « پرهيز از شك ، بعد پرهيز از گناهان و خطاها ، بعد پرهيز از شبههها ، و سپس حفظ آن چيزى كه بنيان تقوا بر آن استوار است و اصلى كه هر خوبى و فضيلت به آن منسوب . » در قرآن هم آمده است : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ « 1 » ؛ يعنى كسانى كه تنها از خداوند مىترسند و به يگانگى او اعتقاد دارند ؛ و در سخنان و كردارشان به او شرك نمىورزند . به واسطهء پرهيز از شرك ، انسان كمكم به مراحل تقوا مىرسد و از انجام حرامها بازداشته مىشود ؛ و با هواى نفس مبارزه مىكند و به حالتى مىرسد كه سهل گفته است : « هركس كه مىخواهد تقواى او درست باشد ، بايد همهء گناهان را ترك كند . » و يا آنچه كه نصرآبادى گفته است : « هركس به تقوا بپردازد به ترك دنيا مشتاق مىگردد » چون خداوند فرموده است : وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ « 2 » و در تفسير اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ « 3 » آمده است ، اطاعت شود نه نافرمانى ، ذكر گردد نه فراموشى ، و سپاس گويد نه كفران . قشيرى سخنانى از گروهى از عارفان مىآورد كه احساس تقواپيشگان در آن ملتهب است و تقوا را به دل و جان زيبا جلوه مىدهند ؛ و برخى تعريف ديگرى از تقوا ارائه مىنمايند و برخى هم حالت روشنگرى دارند ، امّا در رأس همهء اين سخنان ، سخن حضرت على ( ع ) است كه فرمودند : « سرور و آقاى مردمان در دنيا ، بخشندگانند ؛ و سرور و آقاى مردمان در آخرت ، تقواپيشگان . » برخى هم مىگويند : « هركس در تقوا ثابتقدم بماند ، خداوند بر قلبش رويگردانى از دنيا را آسان مىكند . » ابو عبد اللّه رودبارى گفته است : « تقوا دورى گزيدن است از آنچه كه تو را از خداوند دور مىسازد . » ابن عطاء گفته است : « تقوا ظاهر و باطنى دارد ، ظاهر آن حفظ حدود و باطن آن نيّت و اخلاص است . » طلق بن حبيب گفته است : « تقوا عمل به طاعت خداوند ، با نورى از جانب خداوند و ترس از عذاب اوست . » يكى از صوفيان
--> ( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 27 : خدا فقط از تقواپيشگان مىپذيرد . ( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 32 : و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مىكنند ، بهتر است ؛ آيا نمىانديشند ؟ ( 3 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 102 : چنان كه سزاوار پرواى اوست ، پروا كنيد .